داستان،طرح و روایت
همه رویدادها که در روایت استنتاج و ارائه می شوند،به عنوان داستان منتسب می شوند.طرح بخشی از روایت است،ماده اصلی داستان که در بازنمایی دیداری و شنیداری بیان می شود.بنابراین درحالیکه فیلم هایی مانند آرزوهای بزرگ )ممکن است داستانی ساده داشته باشند-پسری مالک ثروتی می شودودل به درختری ثروتمند می بندد غافل از اینکه ثروت او متعلق به یک زندانی فراری است.-طرح داستان در ساختمان خود در تغییرات زمان و فضا بسیار به هم پیچیده است.
این روش دارای 2 رویکرد است:
در رویکرد همنشینی مهمترین ابزارهای تکنیکی و نمادینی که طرح بوسیله آن ها ایجاد می شودمطالعه می شوند.در رویکرد پارادایمی دلبستگی ما این است که چگونه این عناصر در ساختار روایت ترکیب می شوند وبه بهترین نحو می توانند مطالعه شوند.
اگر ما با درک روایت،به عنوان علت و معلول آغاز کنیم،که زنجیره ای از رویدادهایی که در ساختمان زمان وفضای تصاویر متحرک رخ می دهند را قالب بندی می کند،آنگاه می توانیم پویایی های روایت و ساختار روایی-که رویدادهایی است که به هم ملحق می شوند تا جهتی را که داستان سرایی می گوید ایجاد کنند-تشخیص دهیم و مطالعه کنیم.همانگونه که خواهیم دید این روش تحلیل سودمند است،تا آنجاکه ساختاری که روایت بصورت رایج دارد و فرض های اساسی وساختارها را در تمام داستان ها را تشخیص دهد.
دراین بخش باید روی چیزی که احتمالا شکل مسلط و چیره ساختار روایت تصاویر متحرک،که به صورت های گوناگونی معطوف است،تمرکز کنیم،مانند:
-روش اصولی بازنمایی
-متن واقع گرای کلاسیک،یا
-روایت هالیوودی متعارف
صورت های کلیدی آن ها به صورت خلاصه در زیر مطرح شده اند و برحسب روش شناسی که در این بخش توضیح داده شد مطرح شده اند.

الگویی مرکزی از معما و راه حل دنبال می شود.

همه پرسش ها و موضوعات در آغاز روایت واقع شده اند،یا درحالیکه روایت پیش می رود،پاسخ داده می شوند.
زنجیره رویدادها رشته ای منطقی را دنبال می کنند،و منطقی درونی دارند.
شباهت به واقعیت:همه رویدادها باورپذیرند.
مخاطب باید با شخصیت های اصلی یکدل شود و انتقال فکر و تلقین صورت بگیرد.
تمرکز روایت بر افراد واقع می شود تا جامعه یا گروه ها.
عناصر تکنیکی و نمادین تابع ساختمان روایت و پیش بردن روایت هستند.
این نوع روایت بر ساختار روایی رمان ها و تئاتر کلاسیک قرن نوزده تکیه دارد،که در سه فعل متعارف ترتیب بندی شد.بنابراین،یکی از نکات اصلی برای تحلیل در اینجا ساختار روایت است که آغاز،میان و پایانی قابل شناسایی را در بر دارد.این مراحل همچنین می توانند افتتاح وگشایش،تضاد و کشاکش،و راه حل نامیده شوند.  
پیش فرضهای تحلیل روایت
انسانها به دنیای پیرامون خود با داستانهایی که در باره آن می گویند روح می بخشند.
اعتقادات ورفتار بر اساس دلایل متقنی بنیان نهاده شده است.
روایت یک شکل هدفمند وغایی از گفتمان تفسیری است
داستانها یک کنش نمادین اند که واقعیتهای اجتماعی را خلق می کنند.
Nature of Storiesماهیت داستانها
داستانها به تجارب متصل اند
داستانها به ارزشها متصل اند
روایت ها مبتنی بر تجارب اند،محصولی ذهنی اند،دارای وضعیتی مربوط به گذشته یا تاریخی اند ،دارای تسلسل وبه هم پیوستگی اند ،یک موضوع مرکزی را تعریف می کنند ودارای یک خاتمه اند.
روایتها توسعه بخش رغبت شنوندگان غیر منسجم وسازمان نیافته اند ،بیدار کننده تجارب واحساسات نهفته اند وبه گونه ای تحمیل کننده بحثهای اضافی اند.
خصایص روایت
Themeتم
Plotطرح
Structureساختار
Charactersشخصیتها
Narratorراوی
Settingزمینه
Time and Causalityزمان وموقعیت
نقدازروایت
اسطوره ای بودن
الگوی روایی
دراماتیک بودن
تحلیل فانتزی موضوع
افسانه ای بودن
نوعی بودن
.سایر
شواهد انتقادی روایت

?آیا سرچشمه روایت یک روایت پایه یا قدیمی است.

چه محتوای اضافی دیگری طراحی شده است تا از طریق روایت آشکار شود
چه محتوای اضافی دیگری طراحی شده است تا از طریق روایت پنهان بماند
به چه شیوه موثر وغایت مداری روایت با  عناصر موضوع ارتباط می یابد