• چون تحقيق ، گذشته را به حال و حال را به آينده متصل مي كند و محقق در اين ميان نقش مهم و اساسي را ايفا مي كند ضرورت رجوع به منابع الزامي مي شود . با شناخت منابع حد و مرز موضوع مشخص مي شود و نقاط و ضعف فعاليتهاي گذشته بررسي شده و از تكرار اشتباها پرهيز مي شود . لذا در اولين گام دسترسي به منابع و تهيه ليست كاملي از مهمترين منابع مرتبط با موضوع مد نظر است . با بررسي منابع 3 كار انجام مي دهيم :
• حد و مرز و حدود علمي كار را مشخص مي كنيم .
• نقاط قوت و ضعف آثار گذشته را مشخص مي نماييم .
• با اندوخته هاي علمي گذشته يك گام به جلو بر مي داريم .
• بررسی منابع :
• براي بررسي منابع بايد چند كار صورت گيرد :
• در حوزه كاري بايد منابع مرتبط با فعاليت علمي آن رشته را به طور عام شناسايي كنيم .
• بطور خاص موضوع مرتبط با آن موضوع را بررسي كنيم .
• فهرست كاملي از كارهاي مرتبط (منابع مرتبط ) را بدست آوريم تا طبقه بندي آسان شود .
• زمينه نقد منابع با طبقه بندي آنها حاصل گردد .
• بیان نکات قوت وضعف آثار
• نتیجه گیری صحیح ازمنابع در جهت فرموله کردن موضوع
• رشد چارچوب نظری تحقیق
• زمينه نقد منابع با طبقه بندي آنها حاصل گردد .
• مي توانيم طبقه بندي را بر اساس نوع متغير هاي مطرح در آثار انجام دهيم . مثلاً به سطح متغير هاي خرد يا Microlevel كه متغيرهاي فردي هستند و متغيرهاي كلان يا Macrolevel كه متغيرهاي مربوط به ساخت اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و … تقسيم كرد . متغيرهاي خرد و فردي مثل سن ، جنس ، سطح تحصيلات ، شغل ، نوع شغل، رضامندي و … در سطح خرد به دست مي آيد . در بررسي خبر ، سبك ، موضوع ، ارزشهاي خبري و … متغيرهاي سطح خرد هستند .
• در متغيرهاي كلان به ساختار توجه داريم و همانطور كه مطرح شد ساخت اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و … مدنظر قرار مي گيرد . خط مشي هاي سازماني يا قوانين و مقررات سازماني در سطح كلان در تحليل محتوا مي تواند مورد بررسي قرار گيرد .
• نوع ديگر از طبقه بندي متناسب با نوع منابع مورد استفاده مي تواند باشد . منبع مي تواند به صورت عام يا خاص با موضوع مواجه شده باشد . منابع عام به طور كلي به موضوع تحقيق پرداخته اند و منابع خاص بطور خاص به عنوان تحقيق مورد بررسي شما توجه كرده اند . مثلاً اگر تحقيقي وجود داشته باشد كه درباره خشونت در برنامه هاي تلويزيوني است و ما نيز در حال بررسي خشونتهاي سريالهاي تلويزيوني هستيم ، اين منبع ، منبع خاص است و مي تواند مورد استفاده قرار گيرد .
• رويكرد ديگر در طبقه بندي منابع مي تواند بر اساس نوع برخورد محقق با صاحب اثر از رويكرد تعليلي باشد . مثلاً آثار را از منظر كاركردگرايي ، ساختار گرايي و تضاد يا انتقادي مي توان مورد توجه قرار دارد .
• رويكرد كاركردگرا يا فونكسياليستي : در اين رويكرد حفظ شرايط موجود را مطلوب مي داند ، افراد محافظه كارند و ديد آنها ديدي متناسب با تغييرات جزئي است . كاركردگرايان مي گويند حضور يك پديده به جهت كاركرد آن است . اگر عنصر A در نظامي وجود دارد به دليل وجود كاركردش است . اگر يك عنصر تغيير كرد بقية عناصر خود را با آن عنصر تعديل مي كنند مثلاً اگر نظام آمرانه مطبوعاتي نمي تواند كار كند بايد برخي از عناصر آن را تغيير داد .
• رويكرد ساختارگرا : اين رويكرد معتقد به تغييرات اساسي است و مي گويد اگر نياز به تغيير در نظام داشته باشيم بايد ساخت قبلي را از بين ببريم و ساخت جديدي را ايجاد كنيم ، لذا در آثار مورد بررسي محقق اگر بگويد بايد اين مسئله را از ميان برداريم و امر ديگري را جايگزين آن سازيم ، داراي ديد ساختار گرايانه بوده است .
• رويكرد انتقادي يا تضاد : اين رويكرد به تز وآنتي تز معتقدند كه منجر به صنتز مي شود . اگر محقق به ايجاد شكل جديدي از آنچه موجود است نظر داشته باشد ، در اين دسته جاي مي گيرد .
• تذكر اين نكته در اين جا لازم است كه طبقه بندي منابع به اين اشكالي كه مطرح شد يك نسخه نيست كه در همه موارد پيچيده شود بلكه تابع نوع آثار ، نگاه محقق و نوع آثار مورد بررسي است و اين در اختيار محقق است كه منابع را با توجه به ميزان تبحر خود و با سليقه خود طبقه بندي كند .
• در حوزه ارتباطات ، مكتب جامعه شناسي ارتباطات لاسول 4 جزء دارد :
• اداره و سازمان ارتباطات
• محتواي ارتباطات
• مخاطبان ارتباطات
• آثار اجتماعي ارتباطات
• اگر اداره راديو و تلويزيون مد نظر باشد ، در جزء اول قرار مي گيرد و همه آثار و منابع * را تحت عنوان اداره در اين بخش مي توان قرار دارد . آنچه به محتواي تحقيق مربوط مي شود در قسمت دوم جاي مي گيرد . و آنچه به مخاطبان ارتباط مي يابد در جزء سوم و منابعي كه آثار و پيامدها را مد نظر قرار دادند در قسم چهارم قرار مي گيرد .
*
• طبقه بندي منابع اين امكان را به محقق مي دهد كه در نتيجه گيري يكبار نتيجه بگيرد . زيرا منابع با يك رويكرد ارائه شده اند .
• از سوي ديگر طبقه بندي منابع سهولت نقد را به دنبال دارد با طبقه بندي نقد آسان تر انجام مي شود و به رشد چارچوب نظري و نيز جمع بندي تحقيق كمك مي كند .
• با طبقه بندي انجام مطلب حفظ مي شود و در واقع مروري بر ادبيات تحقيق شكل مي گيرد و به شما امكان دفاع مي دهد و حوزه كاري را مشخص مي كند .

