طرح مسئله و يا موضوع تحقيق و تعريف آن:
پس از تعيين عنوان نوبت به طرح مسئله و يا موضوع تحقيق مي رسد و آن شرايطي است كه ذهن پژوهشگر را اشغال كرده است و پژوهشگر را برمي انگيزد كه در آن كند و كاو كند.
اما در خصوص زمينة مورد نظر ما كه حوزة ارتباطات و روش تحليل محتوي است، ذكر نكاتي ضروري است.
“ مسئله ” مجهولي است كه پژوهشگر به روشن كردن آن علاقمند است و درصدد است تا راه حلي براي آن بيابد يا مجهولي است كه دولت يا مردم خواهان يافتن پاسخ براي آن هستند. قطعاً شرايط درك موضوع منحصر به محقق است و بيان عمومي آن در مراحل اول به گونه اي كه قابل درك براي همگان باشد، امكانپذير نيست. به عبارت ديگر در ابتدا اين محقق است كه مسئله را از ميان بي شمار مسايل موجود درك كرده است و درصدد يافتن پاسخ براي سؤال يا سؤالهاي خويش است. قطعاً زماني اين امر قابل درك مي شود كه پاسخي براي سؤالها يافت شود و در اختيار عموم قرار گيرد.
در اينجا نقش محقق چون صورتگري است كه شماي كلي بحث خويش را ترسيم نموده، ليكن اجزاء و عناصر طرح او هنوز برجسته نشده اند و تنها تصويري كلي به دست داده شده است اين تصوير كلي اختصاص به محقق دارد. زماني اين موضوع قابل فهم و درك براي عموم مي شود كه اجزاي تصوير و عناصر آن بخوبي ترسيم شود و همگان از آن آگاه شوند.
شيوة ارائه مسئله هميشه در قالب سؤال نيست و استفاده از كلماتي كه ابعاد مسئله را ارائه دهد و در قالب يك جمله ارائه شود مي تواند مسئلة تحقيق باشد، اما با دو شيوه اي كه ارائه شود بايد داراي ويژگيهاي ذيل باشد:
1- در قالب آن جمله، معناي مورد نظر محقق رسانده شود، به گونهاي كه برداشت ديگران با برداشت محقق همسان شود، كه البته اين موضوع با تعريفي كه محقق از موضوع مي كند، محقق مي شود؛
2- به گونه اي ارائه شود كه قابليت اجرا يا عملي شدن داشته باشد؛
3- از لحاظ علمي قابل قبول باشد؛
4- با كلماتي ساده و روشن ارائه شود.
لازم به ذكر است كه در ارائه مسئله روابط بين متغيرها مطرح است و مناسباتي كه بين متغيرها وجود دارد در جريان پژوهش سنجيده ميشود. بنابراين در ارائه مسئله جايگاه انواع متغير نيز مشخص مي شود.
“ موضوع ” عبارتي است كه ما به كمك آن پيامي را منتقل مي كنيم. اگر يك موضوع بخوبي طرح شود مي تواند پيام را نيز بخوبي در نزد افراد انتقال دهد و يا معنايي نزديك به مقصود مورد نظر محقق را در نزد پيامگير برانگيزد. اما يك موضوع خوب در چارچوب يك پيام خوب ارائه مي شود كه ويژگيهاي يك پيام خوب به شرح ذيل است:
- كوتاه باشد؛
- مختصر باشد؛
- مفاهيم زايد در آن وجود نداشته باشد؛
- مقصد را برساند؛
- موضوع خوب نبايد از بعد حقوقي براي محقق، زمينة تحقيق و جامعه مخاطره آميز باشد.
آنچه كه مهم است تفاوتي است كه در اينجا در ارائه موضوع يا مسئله وجود دارد.
در حوزة بررسي پيام و زمينه هاي ارتباطي طرح موضوع ناظر به بررسي ساختار يك پيام و اجزاء و عناصر آن است و نه روابطي كه بين متغيرها موجود است. به عبارت ديگر چون پيام حادث شده است و موجود است، بررسي آن در چارچوب يك موضوع پژوهشي اتفاق ميافتد؛ در حاليكه در زماني كه مسئله طرح مي شود عاملي كه باعث و ايجاد كننده است مناسباتش با عامل ديگر كه منبعث يا تالي عامل قبلي است مورد بررسي قرار مي گيرد به عبارت ديگر 2 دسته عوامل مطرح مي شود.
با دقت در اين موضوع مي توان مسئله پژوهش را ناشي از وقوع يك واقعه، رويداد و يا حادثه دانست، در حالي كه موضوع ممكن است موجود باشد و عاملي دفعتاً شكل دهنده به آن نبوده است. به عبارت ديگر مسئله تحقيق “ رويداد مدار ” است و موضوع “ فرايند مدار ”.
در بررسي پيامهاي ارتباطي به روش تحليل محتوي بيشتر با موضوع سروكار داريم تا مسئله؛ اما گاه شرايط عمل رسانه اي، زمينه اي را پيش رو قرار مي دهد كه مسئله ساز است و محقق ممكن است مبتني بر آن دست به بررسي پيامهاي ارتباطي بزند. بنابراين درك شرايط واقعي ظهور پديدة مورد بررسي و ماهيت آن بخوبي مي تواند نشاندهندة موضوع مدار بودن يا فرايند مدار بودن پديدة مورد بررسي باشد.
به هر حال در اين بخش از طرح پژوهشي، محقق با مقدمه چيني براي ورود به بحث ( مبتني بر مسئله يا موضوع ) مسئله يا موضوع را مطرح و سپس با كلماتي روشن تعريف مي كند. پس از آن محقق بايد ابعاد موضوع را از منظر خود مطرح كرده متغيرها و مفاهيم احتمالي مطرح در پديدة مورد بررسي را ذكر كند.
پس از آن محقق انگيزة خود را از انتخاب موضوع بيان مي كند و با طرح اين نكته زمينه براي ورود به بحث بعدي فراهم مي شود.
البته لازم به ذكر است كه براي بيان موضوع يا مسئله پژوهش محقق بايد به سؤالهاي ذيل پاسخ داده باشد:
1- پژوهش مورد نظر در چه زمينه اي انجام مي شود ؟
2- آزمودني يا افراد يا واحدهاي مورد بررسي چه كساني يا چيزهايي هستند ؟
3- متغيرها، مفاهيم و سازه هاي مورد بررسي كدامند ؟
4- اين پژوهش به چه شكلي و چگونه قرار است كه انجام شود ؟
5- مكان پژوهش و يا حوزة بررسي چيست ؟
6- زمان بررسي چه وقت است و طول دورة پژوهش به چه ميزان است ؟
7- چه سطحي از مطالعه موردنظر است سطح خرد Micro Level يا سطح كلان Macro Level ؟ به عبارت ديگر عوامل و متغيرهاي فردي مطرحند يا عوامل و متغيرهاي اجتماعي ؟
8- چه نوع مناسباتي بين متغيرها و عوامل قرار است كه برقرار شود؟ يا چه ساختاري قرار است كه توصيف شود ؟

